عهدنامه شیعه

[ad_1]

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، به جز یک جمله ، که در برخی از منابع وجود دارد و در بعضی از منابع وجود ندارد ، متن زیارت عاشورا ، از سوی همه ی بزرگان شیعه ، با متنی یکسان مورد تأیید قرار گرفته . در اهمیت زیارت عاشورا  همین  کفایت میکند که بدانیم بزرگان ما بر اساس اسناد معتبر آن را حدیث قدسی می دانند  و  قرائت آن در هر روز در طول سال و در همه ی عمرو حتی در هر صبح و شام را مورد تأکید قرار داده و بسیاری از شیعیان به ویژه در ماه محرم ، با عشق و ارادت ، بر قرائت هر روزه ی آن مداومت دارند .این تأکید ها سبب شده مجالس ویژه ی زیارت عاشورا همواره در گوشه و کنار شهرها برقرار باشد و شیعیان عاشق اباعبدالله (ع) ازاین  طریق ، کسب کمال و نورانیت وتقرب الی الله کرده ، به رفع حاجات نائل آیند .

اما در زیارت عاشورا ، چه حقیقتی نهفته است که اینچنین مورد تأکید قرار گرفته و چنین جایگاهی یافته است . از یکسو   ، مصیبت عظمای عاشورا و حقیقت شهادت حسین ابن علی علیه السلام ، سنگین ترین مصیبت اسلام و سنگین ترین مصیبت در زمین و آسمان است  واین عظمت  ایجاب میکند همواره بیرق  این سوگ برافراشته و در اهتزازباشد  و یاد آن در خاطر مسلمانان زنده بماند .

   با زنده بودن عزای حسین(ع)  ،  حق بودن اهلبیت پیامبر (ع) و باطل بودن بنی امیه ، در آن نقطه ی عطف تاریخی، که ازاصلی ترین استوانه های فرهنگ شیعه است ،در قلب ها  زنده و پا بر جا می ماند و از برکت این عقیده و از برکت این عزاداری ها و سوگواری ها ، عشق ، ایمان ، معرفت و بصیرت ، فزونی یافته و رستگاری دنیا و آخرت ، تضمین می گردد. احادیث بسیار در عظمت زیارت عاشورا وجود دارد و بزرگان حوزه ها ، سخنان بلندی در تأیید و تجلیل آن بیان کرده و آن را از برترین عبادات شمرده اند.

از سوی دیگر،این سؤال مطرح است که آیا زیارت عاشورا فقط اشاره به یک واقعه ی تاریخی در سال 61 هجری دارد ومحدود و منحصربه آن است و فقط فرصتی برای بهره گیری و فیض گیری معنوی و روحانی است ، یا ، افزون بر آن ، حاوی پیامها و آموزش هائی است  ، که مثل یک دانشگاه  میتواند در دورانهای بعد از سال 61 هجری هم  انسان های مستعد را  ، برای تشخیص وظیفه و انجام وظیفه  ، آموزش دهد ، حرکت دهد و هدایت کند. از  احادیث معتبر وسخنان صریح  مراجع و بزرگان  به سادگی می توان فهمید که عاشورا فقط یک واقعه ی تاریخی و محدود به یک زمان و مکان خاص نیست  و  درسها ، عبرت ها و دستور العمل های بزرگ آن ، برای همه ی  جامعه ی بشری و برای همه ی دورانهای تاریخی است که در صورت فهم آن حقایق  و عمل به آن ، حیات عزتمند و حیات طیبه  تضمین می شود.

اما این درسها چیست که  عاشورا به بشریت می آموزد ؟   پیام عاشورا را در مرحله ی اول  در کلام امام حسین علیه السلام باید جستجو کرد . اگرمفهوم  حدیث شریف  ”  مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیاه فی ذُلٍّ ” را که یکی ازمعتبرترین احادیث کربلا است ، اصلی ترین پیام عاشورا بدانیم ، بدون تردید  این معنا ، که در احادیث دیگرحضرت اباعبدالله  نیز تکرار شده  ، مسئولیتی بزرگ  برای همه انسانها و بویژه برای مسلمانان و شیعیان در همیشه ی تاریخ  تعریف می کند  . اگر زندگی شیعه ، همسو با پیام عاشورا باشد ،  هر لحظه از لحظات زندگی  عاشورائی و هر زمینی که بر آن گام می نهد ،  کربلائی است . عاشورا ، فقط یک تاریخ نیست ، یک فرهنگ است  . تردیدی نیست که هرگز روزی مثل عاشورای سال 61 هجری نخواهد بود ،و هرگز چنین روزی تکرار نخواهد شد  ” لا یوم کیومک یا ابا عبدالله “، اما تردیدی نیست که پیام عاشورا و فرهنگ عاشورا ،  هر زمین و هر زمانی را شامل می شود واین حقیقت زندگی ساز را  با صدای بلند به هر جامعه و به هر انسانی ابلاغ می کند  که مردن با عزت ، برتر از زندگی با ذلت است .   عاشورا ی سال 61 هجری ، درخشان ترین  ، عالی ترین و الهام بخش ترین مصداق تحقق این پیام و قله ی رفیع این فرهنگ الهی است .  پیام عاشورا ، پیامی است عام ، خطاب به همه ی انسانها در همه ی سرزمین ها و همه ی دوران ها تا کسی به بهانه ی قلت عِده و عُده  ، در برابر ستمگران و ابر قدرت ها زانو نزند ،  و امام حق را تنها نگذارد .

شعار ” هیهات من الذله ”  فقط  شعار روز عاشورای سال 61 هجری نیست ، بلکه مشعل فروزانی ازدرخشان ترین  معارف دین خدا است که تا ابد  فرا راه بشریت ، نور افشانی میکند .همواره این وسوسه در دلها  بوده است و خواهد بود که برای رسیدن به امتیازات بیشتر  ،از امام و رهبر حق ، دور شویم ، از ابر قدرت ، امان نامه  بگیریم  ،و تحت  ولایت کافرانی  مثل یزید زندگی کنیم . در دنیای دیروز ودنیای  امروز ، از این گونه ،  بسیاردیده ایم و می بینیم و خواهیم دید . بسیاری از بزرگان ، سابقه داران ، عالمان و ستونهای جامعه ی شیعه  در کوفه ، از این نوع بوده اند و  طوق ذلت بار خیانت به امام ، و سازش با  یزید تا قیامت بر گردن آنها است .  این نوع زندگی توأم با ذلت ، اگرچه منافعی  و وعده وعید هائی هم دارد، ولی قرآن صریحاً فرمان می دهد و هشدار می دهد .

” لاترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار ” . اصل عزت طلبی در برابر ابر قدرت ظالم ، ستون خیمه ی فرهنگ قرآنی و فرهنگ شیعه است و عاشورا ، زیباترین و با شکوه ترین صحنه ی تجلی آن.اگر برخی از بزرگان ما بر این جمله ی معروف تأکید کرده اند که هر روز ، عاشورا و هر زمین کربلا است ، هرگز به این معنا نیست که واقعه ی دیگری هرچند ابعاد عظیم داشته باشد بتواند با واقعه کربلا مقایسه شود ، اما به این معنا هست که همواره انسانها مخاطب پیام کربلا و درمعرض انتخاب سرنوشت ساز  بین بیعت با یزید  یا بیعت با حسین (ع)  هستند ودر هر زمین و در هر زمان ،  جبهه ی یزیدی و جبهه ی حسینی گشوده است .

اگر درست بنگریم ، پهنه ی تاریخ ،برای همه ی انسانها ، بستر انتخابی بزرگ بین این دو جبهه  و این دو فرهنگ است و هر انسانی مخاطب دعوت  ” هل من ناصر” حسین (ع) است . هرکس  مختار است به این ندا لبیک گوید و به جبهه حسین (ع) بپیوندد ، یا رو بگرداند و به ابرقدرت بپیوندد . در درون هر انسان و در درون هر حزب ودر درون هر گروه و قبیله ای، این دوگانه وجود دارد و راه سومی نیست وسراسر تاریخ ، حکایت این انتخاب ها و انتخاب کننده ها است  ،  بزرگانی همچون شهید مطهری به صراحت تأکید کرده اند که فرهنگ حسینی و فرهنگ یزیدی در تاریخ تداوم دارد و در هر زمان ، این دو ، رو در روی یکدیگرند و هنرشیعه بودن آن است که  بتوان در هر زمان و مکان ، با بصیرت و بینائی ،  حسین زمان خود را و یزید زمان خود را شناخت و وظیفه ی تولی و تبری را به شایستگی به انجام رساند .

این ، تمام معنای شیعه بودن است .  بنا بر تصریح  بزرگانمان ، آن همه تأکید بر تبری از معاویه و یزید در زیارت عاشورا  ، در حالی که آنها هزار سال است مرده اند و خاک شده اند  ، به معنای تبری از فرهنگ معاویه و تبری از معاویه های زنده ی زمان حاضر است . مشکل امروزبرخی شیعیان ، این نیست که حسین (ع) و یزید سال 61 هجری را نمی شناسد  و در قبال آنها موضع ندارند ، بلکه مشکل اساسی این است که در مورد حسین و یزید زمان خود دچار عدم تشخیص و اشتباه در فهم و خطای در محاسبه شده  وعیناً مثل سال 61 هجری ، عمل می کنند . مگرامروز جبهه ی باطل و جبهه ی حق پنهان اند و تشخیص آنها دشوار است ؟ با نگاهی بسیار عادی به صحنه ی جهان به سادگی می توان دریافت  که محور شرارت جهان و قطب استکبار بین الملل ومرکزیت سلطه  وقرارگاه اصلی دشمنی با اسلام و مسلمین ، امریکا است .  و دستهایش تا مفرق به خون ملت های آزاده و مسلمانان بیگناه و شیعیان ایران و عراق و نیجریه و بحرین و دیگر نقاط آلوده است .

در خباثت و دنائت این شیطان مجسم ، همین بس که وزیر خارجه ی سابق و کاندیدای کنونی ریاست جمهوری امریکا ، خانم کلینتون ،  در کتاب خاطرات خود ، با افتخار می گوید داعش را من پدید آوردم و به 120 کشور سفر کردم تا حمایت آنها  را در قبال داعش جلب کنم . مأموریت اصلی داعش هم این بوده که  حکومت سوریه ، عراق ، ایران و یمن را در اختیار گیرد تا دیگر اثری از تشیع و بقاع متبرک شیعه و مرجعیت شیعه  باقی نماند.  این شواهد غیر قابل کتمان کافی است که هر شیعه ای  امریکا را یزید این دوران  بداند .

از سوی دیگر امروز  مراجع بزرگ  شیعه در نجف و قم ، به صراحت و روشنی ، بر امامت و ولایت و رهبری حضرت آیت الله خامنه ای تأکید و تصریح  دارند و اورا ستون خیمه اسلام و حسین زمان ونائب حضرت ولی امر(عج) می دانند . دشمن نیز اورا ستون خیمه ی اسلام و مسلمین تشخیص داده و با تمام قدرت و از طریق هزارها رسانه و جنگ سخت و نرم ، در صدد هدم اوست .  دوست و دشمن ،در این زمان ، امام حق و امام باطل  را شناخته وبه صراحت معرفی کرده و حجت را بر همگان تمام کرده اند  . چرا برخی از روشنفکران و سیاستمداران که مدعی تشیع و مدعی ولایتمداری اند  ، در باطل بودن و یزیدی بودن امریکا و اسرائیل  و حق بودن امام و رهبرعزیزمان تردید روا می دارند و تقابل این دو جبهه ی حق و باطل را که تداوم همان دو جبهه ی عاشورا است نادیده می گیرند   ؟ زیارت عاشورا ، تکلیف شیعه را تا ابد روشن کرده .

باید هر روز و هر صبح و شام زیارت عاشورا را خواند و آن را تکرار کرد تا در کوران مناقشات و معاملات سیاسی پیام اصلی عاشورا فراموش نشود و در عمل اجتماعی ، انحراف پدید نیاید  . باید همه ، مطمئن شویم پیام عاشورا ، تبری ازاردوگاه یزیدیان و پیوستن به اردوگاه حسینیان ،در هر زمان و مکان  و با هر هزینه ای است  . زیارت عاشورا یک برنامه عملی است ، زیارت مؤمنان به ولایت الله و کافران به ولایت طاغوت  است  .شاید کسانی ، بر این سخن اشکال  کنند و بگویند جملات زیارت عاشورا ، فقط و فقط ، مربوط به سال 61 هجری است و مجاز نیستیم آن  را در مورد  دوران های دیگر به کار بریم  .

آیا واقعا زیارت عاشورا و مفاهیم بلند  آن منحصر به گذشته است و، ارتباطی با متن زندگی و جامعه و نظام سیاسی امروز ما  ندارد   . پاسخ این سؤال را زیارت عاشورا داده است .  ” یا ابا عبدالله ، انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه ” .   تقابل جبهه ی حسین (ع) و جبهه ی یزید ، تا قیامت ادامه دارد و محدود به سال 61 هجری نیست . در این فراز ، صحبت از جنگ و صلح است . حرب یعنی جنگ ،در این جمله ی زیارت عاشورا  با حضرت ابا عبد الله (ع) عهد می بندیم  که جبهه گیری  با دشمنان را تا قیامت ادامه دهیم  ، آیا این جمله ی زیارت عاشورا یک تعارف است یا یک پیمان با امام معصوم ؟ متن زیارت می گوید ” عهد منی ” است ؟ .  وقتی هر روز در زیارت عاشورا به درگاه الهی دعا می کنیم   ” ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین ” . واقعا چه چیزی را از خدا طلب میکنیم ؟  قدم صدق و ثبات قدم با حسین (ع) در این روز که ما زیارت عاشورا می خوانیم  ،  چه معنائی دارد ؟ .

شاید بگویند منظور از قدم صدق با حسین (ع) ، قدم صدق در آخرت است و ارتباطی با امور دنیائی ندارد ، ولی  در زیارت قبر امام حسین (ع) تصریح شده   “قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین  فی الدنیا والاخره ” .  یعنی  ، همین حالا در همین دنیا از خداوند ،  ثبات  قدم و قدم  صدق ، با حسین (ع) و اصحاب حسین(ع) را طلب می کنم . ثبات قدم  و قدم صدق  ،  ویژگی های اقدام عملی است ، این دعا و این عهد نامه ،در زمان ما ، در دوران غیبت ، چه معنائی دارد و برای تحقق  آن چه باید کرد ؟ آیا جز پیوستن  به جبهه ی حسینیان راهی دارد ؟. وقتی در زیارت عاشورا دعامیکنیم و از خدا می خواهیم ما را خونخواه حسین قرار دهد ” ان یرزقنی طلب ثارک ” ،آیا منظورمان خونخواهی کردن  از همان قاتلان هزار و چهار صد سال قبل است که مرده اند و نابود شده اند ، یا خونخواهی کردن از ” اتباعهم ” ،و  ادامه دهندگان راه آنها و فرهنگ آنها  است ؟  وقتی حضرت ولی عصر (عج) پرچم خونخواهی حسین (ع) را بر می افرازند ، از چه کسی خونخواهی میکنند ؟ یزید مرده است  ولی جبهه ی یزید و فرهنگ یزید الی یوم القیامه در طول تاریخ ادامه دارد  .

[ad_2]

لینک منبع

اتمام حجت سیدالشهدا(ع)با کوفیان

[ad_1]

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، پسر سعد که نمی‌توانست از خیر امارت ری بگذرد، ننگ جنگ با فرزند رسول‌خدا(ص) را پذیرفت. عُمَر، می‌دانست که در صورت عدم تمکین در برابر خواست ابن‌زیاد، هم امارت کوفه را از دست می‌دهد و هم، فرماندهی سپاه اموی را. روز هفتم محرم بود که نامه‌ای دیگر از عبیدا… به دست پسر سعد رسید. مضمون نامه این بود که عُمر، باید آب را بر روی امام‌حسین(ع) ببندد و بر او سخت بگیرد. پسر سعد، بی‌درنگ عمرو بن حجاج را فرا خواند و او را مأمور کرد که با 500 سوار، به سمت نهر حرکت کند و مانع از رسیدن آب به خیمه‌های امام(ع) شود و او چنین کرد.
از آب هم مضایقه کردند کوفیان …
مشک‌های آب در خیمه‌های امام(ع) و یارانش، خالی شده بود. هوای گرم سرزمین نینوا، نیاز به آب را افزایش می‌داد و طبیعتاً، ذخایر آب زودتر به پایان می‌رسید. در این میان، تحمل تشنگی برای کودکانی که همراه کاروان بودند، امکان نداشت. شرایط هر لحظه بدتر می‌شد. امام(ع)، شب‌هنگام، برادر بزرگوارش عباس(ع) را طلبید و از او خواست با تعدادی از یاران، برای تهیه آب به سوی نهر بروند. فرزند برومند امیرالمؤمنین(ع) نیز با 20 سوار و 20 پیاده از اصحاب امام(ع)، به سوی نهر حرکت کرد. نافع بن هلال، پرچم این گروه را در دست داشت و پیشاپیش آنها حرکت می‌کرد.

عمرو بن حجاج که فرماندهی محافظان نهر را بر عهده داشت، فریاد زد: ای سیاهی! کیستی؟! نافع پاسخ داد: نافع بن هلال جملی هستم. عمرو پرسید: برای چه به اینجا آمده‌ای؟ نافع گفت: آمده‌ام تا از آبی که ما را از آن منع کرده‌اید، بنوشم. عمرو با خنده گفت: بنوش! گوارایت باد! نافع برآشفت و فریاد زد: به خدا قسم! قطره‌ای از آن نخواهم نوشید، در حالی که سرور و مولایم حسین(ع) تشنه است. آن گاه اشاره‌ای کرد و یاران امام(ع) را به سوی نهر فرا خواند. عمرو، سربازانش را فراخواند تا مانع از نزدیک شدن سربازان سیدالشهدا(ع) به نهر شوند؛ اما حمله برق‌آسای عباس‌بن‌علی(ع)، نافع بن هلال و دیگر سواران، آنها را وادار به عقب نشینی کرد.

در دل شب، صدای چکاچک شمشیرها، سکوت سنگین دشت را شکست. تلاش نیروهای کوفه بی‌فایده بود. سربازان دلاور امام(ع)، صفوف کوفیان را شکافتند و خود را به نهر رساندند. دقایقی بعد، مشک‌های پر آب به خیمه‌ها رسید و عطش کاروانیان را فرو نشاند. عُمر که با شنیدن خبر شکست نیروهای محافظ نهر، سخت برآشفته بود، بر تعداد محافظان افزود و شرایط را برای امام(ع) و یارانش سخت‌تر کرد.
اتمام حجت امام(ع)
روز هشتم محرم، امام‌حسین(ع)، بر اسب خود سوار شد و همراه با تعدادی از برادران و یارانش، به سوی سپاه کوفه رفت. سیدالشهدا(ع) قصد داشت با کوفیان اتمام حجت کند. آن حضرت از اسب فرود آمد، مقابل کوفیان ایستاد، بر شمشیرش تکیه کرد و با صدای بلند فرمود: ای کوفیان! شما را به خدا سوگند می‌دهم، آیا می‌دانید جد من رسول خداست؟ سپاه کوفه یک‌صدا فریاد زد: به خدا قسم، آری! امام(ع) فرمود: شما را به خدا سوگند می‌دهم، آیا می‌دانید که مادر من، فاطمه زهراست؟ همه فریاد زدند: به خدا، آری! سیدالشهدا(ع) کوفیان را درباره پدرش، امیرالمؤمنین(ع) و جده‌اش، خدیجه کبری(س) نیز به شهادت گرفت و آنها یک‌صدا شهادت دادند که او فرزند علی بن ابیطالب(ع) و نوه خدیجه کبری(س) است.

آن‌گاه امام(ع) فرمود:«آیا می‌دانید که پدرم، نخستین کسی بود که به پیامبر(ص) ایمان آورد و از همه، عالم‌تر و بردبارتر بود و بر هر مرد و زن مؤمنی ولایت و امامت داشت؟» کوفیان این سخن امام حسین(ع) را هم تأیید کردند. آن حضرت، آهی کشید و خطاب به آنها فرمود:«پس چرا ریختن خون مرا مباح می‌دانید، حال آن‌که پدرم در قیامت، مدافع حوض کوثر است؟» سپاه کوفه وقیحانه پاسخ داد:«قَد عَلِمنا ذلِکَ کُلّه، وَ نَحنُ غَیرُ تارِکِیکَ حتّی تَذُوقَ الموتَ عَطَشاً؛ ما همه آنچه را که گفتی، می‌دانیم؛ ولی از تو جدا نمی‌شویم تا تشنه کشته شوی!» هنگامی که خبر پاسخ کوفیان به سخنان امام(ع)، به بانوانی که در خیمه‌ها بودند، رسید؛ تعدادی از آنها به سختی گریستند. سیدالشهدا (ع)، برادرش عباس(ع) را فراخواند و به او فرمود: «نزد بانوان برو و آنها را آرام کن که به جانم سوگند، پس از این چند روز، فراوان خواهند گریست.»
نفرین بر این امان‌نامه
شمر بن ذی‌الجوشن با ام‌البنین(س)، همسر امیرالمؤمنین(ع)، هم قبیله بود. شمر برای آسیب زدن به روحیه یاران امام‌حسین(ع)، این قرابت دور را بهانه کرد و از عبیدا… خواست با دادن امان‌نامه به عباس، عبدا…، جعفر و عثمان، فرزندان امام‌علی(ع)، میان برادران اختلاف ایجاد کند. غافل از این‌که همراهی آن رادمردان با امام حسین(ع)، بیش از آن‌که ریشه در عواطف برادرانه داشته باشد، بر پیروی از امام و ولی‌خدا مبتنی بود. شِمر، با چنین توهمی به سمت سپاه امام(ع) آمد و فرزندان ام‌البنین(س) را صدا کرد. آنها پاسخ شمر را ندادند. امام(ع) به آنها فرمود: جوابش را بدهید، گرچه فاسق است.»

عباس(ع) پیش آمد و پرسید: چه کار داری؟ شِمر گفت: ای فرزندان خواهرم! شما در امان هستید! از یزید بن معاویه پیروی کنید و خود را با حسین به کشتن ندهید! اباالفضل(ع) سخن شمر را قطع کرد و فریاد زد: «ای دشمن خدا! دستانت بریده باد! لعنت و نفرین بر تو و امان‌نامه‌ات! آیا از ما می‌خواهی از برادر و مولایمان حسین(ع)، زاده زهرا(س)، جدا شویم و از ملعونان و اولاد ملعونان اطاعت کنیم؟!» شِمر، خشمگین از پاسخ دندان‌شکن فرزندان برومند امیرالمؤمنین(ع)، به اردوگاه سپاه کوفه بازگشت.
آخرین نصیحت برای سخت دلان
روز نهم محرم فرا رسید. عمر بن سعد فرمان داد سپاه کوفه آرایش حمله بگیرد. هیاهوی کوفیان هر لحظه بیشتر می‌شد. سیدالشهدا(ع)، بیرون خیمه، سر بر زمین گذاشته بود و استراحت می‌کرد. زینب کبری(س) شتابان خود را به برادر رساند و او را بیدار کرد و فرمود:«برادرم! آیا صدای هیاهوی دشمن و نزدیک شدن او را می شنوی؟» امام(ع)، چشم گشود و مهربانانه به صورت خواهر بزرگوارش نگریست؛ لبخندی زد و فرمود:«خواهرم! جدمان رسول‌خدا(ص) را در خواب دیدم. به من فرمود: حسین‌جان! به زودی نزد ما خواهی آمد.» دختر امیرالمؤمنین(ع) با شنیدن این جمله، به تلخی گریست، اشک، پهنای صورت مبارکش را تَر کرد و فرمود:«ای وای بر من!» امام(ع) خواهرش را دلداری داد: «خواهرم! وای بر تو مباد! آرام باش! خداوند لطفش را شامل حال تو خواهد کرد.» آن‌گاه برخاست و برادرش، عباس بن علی(ع) را صدا کرد و به او فرمود:«عباس جان! جانم فدایت! برخیز و ببین این قوم چه می‌گویند و چرا به سوی ما می‌آیند؟» پسر امیرالمؤمنین(ع) بر اسب راهوارش نشست و همراه با زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر به میدان آمد؛ با صدای رسایش پرسید:«چه می‌خواهید؟» گفتند: به فرمان امیر[عبیدا…] قصد جنگ با شما را داریم تا به تسلیم وادارتان کنیم.

اباالفضل(ع) فرمود: عجله نکنید، بگذارید موضوع را با مولایم در میان بگذارم. آن گاه رو برگرداند و به تاخت، به سوی خیمه‌ها رفت. وقتی عباس(ع) دور شد، حبیب رو به زهیر کرد و گفت: چطور است تا پسر امیرالمؤمنین(ع) باز می‌گردد، اندکی این قوم جاهل را نصیحت کنیم. زهیر گفت: پیشنهاد خوبی است، تو با آنها سخن بگو. حبیب، در حالی که محاسن انبوه و سفیدش از دور خود‌نمایی می‌کرد، پیش آمد؛ رو به کوفیان کرد و باصدای بلند گفت:«ای مردم! بترسید از روزی که با خدا دیدار می‌کنید، در حالی که دستتان به خون بهترین خلق و فرزند رسول‌خدا(ص) و خداترسانی که سحرگاهان با معبودشان نرد عشق می‌بازند، آلوده باشد.» «عزرة بن قیس»، یکی از فرماندهان سپاه کوفه، حرف حبیب را قطع کرد و گفت: حبیب! چقدر از خودت تعریف می‌کنی!؟ این حرف‌ها را رها کن! زهیر پیش آمد و خطاب به عزره گفت: «آن‌که شما را به خیر دعوت می‌کند، مردی است که خداوند نفسش را پاکیزه کرده و او را در زمره هدایت شدگان قرار داده‌است. عزره! از خدا بترس.» گفت‌وگو میان آنها، مدتی ادامه پیدا کرد، اما کوفیان سخت‌دل‌تر از آن بودند که در برابر کلام حق، تسلیم شوند.
یک شب مهلت برای عبادت
عباس(ع) خود را به امام‌حسین(ع) رساند و آن حضرت را در جریان قصد سپاه عمر بن سعد قرار داد. امام(ع) به اباالفضل(ع) فرمود:« اگر می‌توانی نزد آنها برو و بگو یک امشب به ما مهلت دهند تا آن را به عبادت بگذرانیم. خدا می‌داند که چقدر نماز را دوست دارم و به تلاوت کتاب او علاقه‌مندم.» عباس(ع) نزد کوفیان بازگشت و خواسته امام(ع) را مطرح کرد. عزره نزد عمر بن سعد رفت و گفت: حسین برای امشب مهلت خواسته‌است تا به عبادت بپردازد. عمر مایل به دادن مهلت نبود. می‌ترسید این‌کار خشم عبیدا… را برانگیزاند و باعث بر باد رفتن سودای امارت ری شود. عُمر بن حجاج زبیدی، یکی از فرماندهان سپاه کوفه، وقتی تردید پسر سعد را دید، به او گفت: «به خدا سوگند، اگر این‌ها سپاهیان تُرک و دیلم بودند و این درخواست را مطرح می‌کردند، به آنها مهلت می‌دادیم، حال آن‌که این‌ها فرزندان پیامبرند!» با اصرار عمربن‌حجاج و تعدادی دیگر، عُمر بن سعد رضایت داد که یک شب به امام‌حسین(ع) و یارانش مهلت بدهد. به این ترتیب، شب عاشورا فرا رسید.

[ad_2]

لینک منبع

محل دفن حضرت علی اکبر (ع) کجاست؟

[ad_1]

 به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، دربارۀ قبر علی بن حسین، حضرت علی اکبر (ع) در اخبار و روایات آمده که آن حضرت در پایین پای پدر بزگوارش به خاک سپرده شد. عین عبارت «الارشاد» این است: «نزدیک پاهای حسین (ع) دفن گردید.»

شیخ مفید بر این نکته تصریح کرده و فقهای دیگر نیز در کتاب‌های خود نوشته‌اند.

مرحوم مفید پس از ذکر اسامی هفده نفر از شهیدان بنی‌هاشم که همگی از برادران و برادرزادگان و عموزادگان امام حسین (ع) بودند، می‌فرماید: «آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند. هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام (ع) آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین (علی اکبر) (ع) از جملۀ آنان است. برخی گفته‌اند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر امام حسین (ع) نزدیک‌ترین محل است.»[1]

و در نقل دیگرش می‌گوید: «‌پس از بازگشت عمر بن سعد از کربلا، جماعتی از بنی‌اسد که در غاضریه سکونت داشتند، آمدند و بر پیکر امام حسین (ع) و یارانش نماز گزاردند.  آن حضرت را همان جایی که الان قبر اوست دفن کردند و علی ابن الحسین (علی اکبر) (ع) را در پایین پای پدر به خاک سپردند؛ سپس برای دیگر شهیدان از اهل بیت و اصحاب، حفره‌ای کندند و همه آنان را در آن حفره به صورت دسته‌جمعی دفن کردند. عباس بن علی (ع) را در راه غاضریه، در همان محلی که به شهادت رسید و اکنون قبر اوست به خاک سپردند.»[2]

سپس به بنی‌اسد دستور داد تا دو حفره آماده کنند. در یکی از آنها بنی‌هاشم و در دیگری سایر شهیدان را به خاک سپردند. نزدیک‌ترین شهیدان به امام حسین (ع) فرزندش علی اکبر (ع) است

[ad_2]

لینک منبع

هر ۱۰سال ساخت تنها یک فیلم عاشورایی فاجعه است

[ad_1]

همیشه گفته شده که سینما و تلویزیون ایران در کشاندن قشر مذهبی به سالن‌های سینما و حتی پای گیرنده‌های تلویزیونی ناموفق هستند. دلایل زیادی هم بر این امر بیان شده اما متاسفانه به عمد یا سهو اصلی‌ترین دلیل این کمبود نادیده و ناگفته مانده.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، همیشه گفته شده که سینما و تلویزیون ایران در کشاندن قشر مذهبی به سالن‌های سینما و حتی پای گیرنده‌های تلویزیونی ناموفق هستند. دلایل زیادی هم بر این امر بیان شده اما متاسفانه به عمد یا سهو اصلی‌ترین دلیل این کمبود نادیده و ناگفته مانده. درواقع با این‌که در اصل مطلب تردیدی نیست و این حقیقتی غیرقابل کتمان است که «تلاش‌های سینمای ایران در شکل دادن به نوعی سینما بر پایه تاریخ پرفرازونشیب اسلام که سرشار است از لحظات دراماتیک و موثر، جز در چند مورد معدود به بار ننشسته و از این حیث سینمای ایران یک سینمای فقیر است با انگشت شمار فیلم تاریخی-مذهبی درباره مقاطع مهم تاریخ اسلام» اما هیچ‌گاه دلیل این فقر برای مخاطبان این گفته‌ها و گلایه‌ها باز نشده است.

این اما درحالی است که هر زمان چنین فیلم‌هایی ساخته و اکران شده‌، مخاطبان از آن استقبال کرده‌اند و این نشان می‌دهد که ساخته نشدن چنین فیلم‌هایی بی‌شک دلیل اقتصادی و ترس از بازگشت سرمایه ندارد… در روزهای سوگواری ماه محرم هستیم و باز هم مثل همه ساله از کمبود فیلم مناسب برای نمایش در این ایام می‌نالیم و درنهایت هم تنها راه چاره را در تعطیل‌کردن سالن‌های سینما در روزهای عزاداری می‌جوییم. این درحالی است که منابع تصمیم‌سازی و سرمایه در سینما و تلویزیون بیشتر در دست قشری است که خود بیشترین گلایه‌ها را از بابت کمبود یا نبود فیلم مناسب مذهبی- تاریخی به عمل می‌آورند اما به دلایلی که می‌دانیم و می‌دانید هیچگاه خودشان نتوانسته‌ یا نخواسته‌اند، پاسخ مناسبی به این سوال بدهند که خود شما تصمیم‌سازان برای غلبه‌بر این کمبود چه کرده‌اید؟! با این‌که اتفاقاتی که برای فیلم رستاخیز پیش آمد، خود بهترین پاسخ برای چنین پرسش‌هایی می‌تواند باشد و دلایل چنین کمبودهایی را به سطحی کلان‌تر از میل و خواست و اراده مدیران فرهنگی منتقل می‌کند… برای این‌که کمبود فیلم مناسب تاریخی- مذهبی و به‌طور مشخص‌تر کمبود فیلم عاشورایی در عمر سی‌وهشت ساله سینمای بعد از انقلاب ملموس‌تر شود، در ادامه کوشیده‌ایم مروری داشته باشیم به فیلم‌های تاریخی- مذهبی با محوریت حوادث عاشورا که در سی‌واندی‌ سال اخیر ساخته شده و اتفاقا مورد توجه قرار گرفته‌اند. این‌که در حدود چهار دهه فقط توانسته‌ایم چهار فیلم تاریخی درباره عاشورا پیدا کنیم، فاجعه‌ای است غیرقابل کتمان…

سفیر

فیلمی به کارگردانی فریبرز صالح و فیلمنامه‌ای از فریبرز صالح و کیهان رهگذر که با گذشت بیش از سی‌وچهار‌ سال از زمان ساخته‌شدنش هنوز هم در قیاس با فیلم‌هایی که امروزه در سینمای ایران ساخته می‌شود، سرپا و تروتمیز به‌نظر می‌رسد. این فیلم که در‌ سال 1361 ساخته شد، تاکنون بارهاو‌بارها از تلویزیون پخش شده است.

کارگردان این فیلم پیش از ساخت سفیر سابقه چندانی نداشت و فقط یک سریال، آن هم به شکل مشترک ساخته بود. سفیر در ابتدا قرار نبود یک فیلم سینمایی باشد، بلکه فیلمنامه کیهان رهگذر در قالب سناریوی یک فیلم کوتاه نیم‌ساعته ١٦میلی‌متری به فریبرز صالح پیشنهاد شده بود اما صالح بعد از خواندن فیلمنامه تصمیم گرفت آن را در حد یک فیلم سینمایی گسترش دهد…  سفیر پس از نمایش در نخستین دوره جشنواره فیلم فجر، نظرات و بحث‌های متفاوتی را باعث شد که با توجه به شرایط و حال‌وهوای آن روزها طبیعی به‌نظر می‌رسد. فراموش نکنیم سفیر در روزهایی جلوی دوربین رفت که سینمای ایران هنوز گرفتار تب‌وتاب انقلاب بود.

مدیران فرهنگی آن روزگار که هنوز اقتضائات مدیریتی، واقع‌بینی را یادشان نداده بود و در بند آرمانگرایی انقلابی‌شان بودند، به گفته مرحوم رهگذر اجازه مانور مناسب به سازندگان فیلم نداده و حتی در کوچکترین جزییات کار نیز دخالت می‌کردند. اما نکته شگفت‌انگیز ماجرا این‌ است که فیلم کمترین نشانی از این فشارها را بازتاب نمی‌دهد، حتی در مقایسه با بسیاری از تولیدات دیگر سال‌های بعد آزاداندیش‌تر جلوه می‌کند. این‌که سفیر آشکارا می‌کوشد داستانش را بگوید، دیگر نکته عجیب این فیلم است.

سینمای ایران در تمام این سال‌ها با شعار عجین بوده و هر زمان که خصوصا خواسته اثری فاخر تولید کند، خصوصیت شعارزدگی‌اش بیشتر نیز شده اما طعنه‌آمیز است که در فیلم سفیر که در دورانی ساخته شده که هنوز جامعه فضایی احساسی و هیجانی داشت، این شعارزدگی را حس نمی‌کنیم و این نیز یکی از دلایل جذابیت این فیلم است… فیلم، داستان  قیس ابن مسهر، نماینده امام را به تصویر می‌کشد که  با نامه‌ای برای سلیمان خزاعی به طرف کوفه می‌رود. او در طی مسیرش، به دست راهداران ابن‌زیاد، والی کوفه، دستگیر و به زندان افکنده می‌شود. قیس پیش از دستگیری، نامه را از بین می‌برد.

او در زندان با شکنجه‌ها و برخوردهایی خشن روبه‌رو شده و در آخر هم اعدام می‌شود …
در این فیلم فرامرز قریبیان، عزت‌اله مقبلی، جلال پیشواییان، کاظم افرندنیا و محمدتقی کهنمویی ایفای نقش کرده‌اند … فریبرز صالح در یکی از گفت‌وگوهای خود درباره فیلم سینمایی «سفیر» گفته بود: ساخت این فیلم سینمایی تیری در تاریکی نبود، بلکه پدیده‌ای روشن بود که در یک برهه خاص به زایش رسیده بود و لازم، ضروری و بجا بود که محصولی مثبت و معنوی داشته باشد.

[ad_2]

لینک منبع

گلچینی از مداحی‌‌های قدیمی ذاکران اهل‌بیت(ع) در حضور رهبر معظم انقلاب + فیلم

[ad_1]

فیلم گلچینی از مداحی‌‌های قدیمی ذاکران اهل‌بیت (ع) در حضور رهبر معظم انقلاب را مشاهده کنید.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، مقام معظم رهبری هر ساله دیدارهای مختلفی با اقشار مختلف مردم دارند از جمله؛ دیدار با مداحان اهل‌بیت (ع)، قاریان قرآن، دانشجویان، جامعه کارگران، و …، حتی ایشان هر ساله در ماه مبارک رمضان با زبان روزه ساعتها وقت می‌گذارند و حضار را همراهی می‌کنند.

در کنار تمام زیباییهای این دیدارها، یکی از دیدارهایی که بسیار پر رونق بوده و هست، دیدار با جمعی از شاعران و اهل فرهنگ و هنر است، در سالهای گذشته جامعه فرهنگ و هنر به ویژه عرصه شعر شاهد از دست دادن بزرگانی چون مرحوم حمید سبزواری و مرحوم مشفق بود، آنان از جمله شاعران ارزشی و انقلابی‌ای بودند که به جهت پیشکسوتی در عرصۀ شعر و هنر، نخستین افرادی بودند که در محضر معظم له به شعرخوانی می‌پرداختند، این عرصه همیشه پر رونق، هر ساله شاهد ورود جوانان ارزشی و انقلابی بوده است.

رهبر معظم انقلاب در دیدارهای خود با شاعران و مادحین همواره به ضرورت بازنگری و توجه دقیق در دریای مفاهیم اشعار کهن ایرانی سفارش داشته‌ و عنوان کرده‌اند که استفاده از منابع وسیع و غنی کهن فارسی همواره می‌‌تواند برای مادحین دستمایه‌‌های سرشار از معرفت را برای ارائه به مخاطبان و برای شاعران انبوهی از مضامین کمرنگ شده در مناسبات اجتماعی فعلی را یادآوری کند که استفاده و ذکر مجدد آنها در جامعه می‌‌تواند برکات مثبت فراوانی به همراه داشته باشد. ایشان همیشه بر لزوم ضرورت بازنگری در محتوای اشعار، استفاده از مفاهیم تازه، ضرورت توجه به آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی، شناخت صحیح از واقعایت اجتماعی، شعر زنده و متناسب با وقایع روز جهان تأکیدات بسیاری داشته‌اند و امید آن را داریم که ان‌شاءالله مداحی‌های امروزمان قوت و اتقان گذشته را با قدرت هرچه بیشتر ادامه دهند و همچون گذشته اثرگذار باشند.

حال به مناسبت ایام محرم و عزای امام حسین(ع) گلچینی از مداحی‌‌‌های قدیمی ذاکران اهل‌بیت (علیهم‌‌السلام) در حضور رهبر معظم انقلاب در ادامه می‌بینیم:

[ad_2]

لینک منبع