عهدنامه شیعه

[ad_1]

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، به جز یک جمله ، که در برخی از منابع وجود دارد و در بعضی از منابع وجود ندارد ، متن زیارت عاشورا ، از سوی همه ی بزرگان شیعه ، با متنی یکسان مورد تأیید قرار گرفته . در اهمیت زیارت عاشورا  همین  کفایت میکند که بدانیم بزرگان ما بر اساس اسناد معتبر آن را حدیث قدسی می دانند  و  قرائت آن در هر روز در طول سال و در همه ی عمرو حتی در هر صبح و شام را مورد تأکید قرار داده و بسیاری از شیعیان به ویژه در ماه محرم ، با عشق و ارادت ، بر قرائت هر روزه ی آن مداومت دارند .این تأکید ها سبب شده مجالس ویژه ی زیارت عاشورا همواره در گوشه و کنار شهرها برقرار باشد و شیعیان عاشق اباعبدالله (ع) ازاین  طریق ، کسب کمال و نورانیت وتقرب الی الله کرده ، به رفع حاجات نائل آیند .

اما در زیارت عاشورا ، چه حقیقتی نهفته است که اینچنین مورد تأکید قرار گرفته و چنین جایگاهی یافته است . از یکسو   ، مصیبت عظمای عاشورا و حقیقت شهادت حسین ابن علی علیه السلام ، سنگین ترین مصیبت اسلام و سنگین ترین مصیبت در زمین و آسمان است  واین عظمت  ایجاب میکند همواره بیرق  این سوگ برافراشته و در اهتزازباشد  و یاد آن در خاطر مسلمانان زنده بماند .

   با زنده بودن عزای حسین(ع)  ،  حق بودن اهلبیت پیامبر (ع) و باطل بودن بنی امیه ، در آن نقطه ی عطف تاریخی، که ازاصلی ترین استوانه های فرهنگ شیعه است ،در قلب ها  زنده و پا بر جا می ماند و از برکت این عقیده و از برکت این عزاداری ها و سوگواری ها ، عشق ، ایمان ، معرفت و بصیرت ، فزونی یافته و رستگاری دنیا و آخرت ، تضمین می گردد. احادیث بسیار در عظمت زیارت عاشورا وجود دارد و بزرگان حوزه ها ، سخنان بلندی در تأیید و تجلیل آن بیان کرده و آن را از برترین عبادات شمرده اند.

از سوی دیگر،این سؤال مطرح است که آیا زیارت عاشورا فقط اشاره به یک واقعه ی تاریخی در سال 61 هجری دارد ومحدود و منحصربه آن است و فقط فرصتی برای بهره گیری و فیض گیری معنوی و روحانی است ، یا ، افزون بر آن ، حاوی پیامها و آموزش هائی است  ، که مثل یک دانشگاه  میتواند در دورانهای بعد از سال 61 هجری هم  انسان های مستعد را  ، برای تشخیص وظیفه و انجام وظیفه  ، آموزش دهد ، حرکت دهد و هدایت کند. از  احادیث معتبر وسخنان صریح  مراجع و بزرگان  به سادگی می توان فهمید که عاشورا فقط یک واقعه ی تاریخی و محدود به یک زمان و مکان خاص نیست  و  درسها ، عبرت ها و دستور العمل های بزرگ آن ، برای همه ی  جامعه ی بشری و برای همه ی دورانهای تاریخی است که در صورت فهم آن حقایق  و عمل به آن ، حیات عزتمند و حیات طیبه  تضمین می شود.

اما این درسها چیست که  عاشورا به بشریت می آموزد ؟   پیام عاشورا را در مرحله ی اول  در کلام امام حسین علیه السلام باید جستجو کرد . اگرمفهوم  حدیث شریف  ”  مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیاه فی ذُلٍّ ” را که یکی ازمعتبرترین احادیث کربلا است ، اصلی ترین پیام عاشورا بدانیم ، بدون تردید  این معنا ، که در احادیث دیگرحضرت اباعبدالله  نیز تکرار شده  ، مسئولیتی بزرگ  برای همه انسانها و بویژه برای مسلمانان و شیعیان در همیشه ی تاریخ  تعریف می کند  . اگر زندگی شیعه ، همسو با پیام عاشورا باشد ،  هر لحظه از لحظات زندگی  عاشورائی و هر زمینی که بر آن گام می نهد ،  کربلائی است . عاشورا ، فقط یک تاریخ نیست ، یک فرهنگ است  . تردیدی نیست که هرگز روزی مثل عاشورای سال 61 هجری نخواهد بود ،و هرگز چنین روزی تکرار نخواهد شد  ” لا یوم کیومک یا ابا عبدالله “، اما تردیدی نیست که پیام عاشورا و فرهنگ عاشورا ،  هر زمین و هر زمانی را شامل می شود واین حقیقت زندگی ساز را  با صدای بلند به هر جامعه و به هر انسانی ابلاغ می کند  که مردن با عزت ، برتر از زندگی با ذلت است .   عاشورا ی سال 61 هجری ، درخشان ترین  ، عالی ترین و الهام بخش ترین مصداق تحقق این پیام و قله ی رفیع این فرهنگ الهی است .  پیام عاشورا ، پیامی است عام ، خطاب به همه ی انسانها در همه ی سرزمین ها و همه ی دوران ها تا کسی به بهانه ی قلت عِده و عُده  ، در برابر ستمگران و ابر قدرت ها زانو نزند ،  و امام حق را تنها نگذارد .

شعار ” هیهات من الذله ”  فقط  شعار روز عاشورای سال 61 هجری نیست ، بلکه مشعل فروزانی ازدرخشان ترین  معارف دین خدا است که تا ابد  فرا راه بشریت ، نور افشانی میکند .همواره این وسوسه در دلها  بوده است و خواهد بود که برای رسیدن به امتیازات بیشتر  ،از امام و رهبر حق ، دور شویم ، از ابر قدرت ، امان نامه  بگیریم  ،و تحت  ولایت کافرانی  مثل یزید زندگی کنیم . در دنیای دیروز ودنیای  امروز ، از این گونه ،  بسیاردیده ایم و می بینیم و خواهیم دید . بسیاری از بزرگان ، سابقه داران ، عالمان و ستونهای جامعه ی شیعه  در کوفه ، از این نوع بوده اند و  طوق ذلت بار خیانت به امام ، و سازش با  یزید تا قیامت بر گردن آنها است .  این نوع زندگی توأم با ذلت ، اگرچه منافعی  و وعده وعید هائی هم دارد، ولی قرآن صریحاً فرمان می دهد و هشدار می دهد .

” لاترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار ” . اصل عزت طلبی در برابر ابر قدرت ظالم ، ستون خیمه ی فرهنگ قرآنی و فرهنگ شیعه است و عاشورا ، زیباترین و با شکوه ترین صحنه ی تجلی آن.اگر برخی از بزرگان ما بر این جمله ی معروف تأکید کرده اند که هر روز ، عاشورا و هر زمین کربلا است ، هرگز به این معنا نیست که واقعه ی دیگری هرچند ابعاد عظیم داشته باشد بتواند با واقعه کربلا مقایسه شود ، اما به این معنا هست که همواره انسانها مخاطب پیام کربلا و درمعرض انتخاب سرنوشت ساز  بین بیعت با یزید  یا بیعت با حسین (ع)  هستند ودر هر زمین و در هر زمان ،  جبهه ی یزیدی و جبهه ی حسینی گشوده است .

اگر درست بنگریم ، پهنه ی تاریخ ،برای همه ی انسانها ، بستر انتخابی بزرگ بین این دو جبهه  و این دو فرهنگ است و هر انسانی مخاطب دعوت  ” هل من ناصر” حسین (ع) است . هرکس  مختار است به این ندا لبیک گوید و به جبهه حسین (ع) بپیوندد ، یا رو بگرداند و به ابرقدرت بپیوندد . در درون هر انسان و در درون هر حزب ودر درون هر گروه و قبیله ای، این دوگانه وجود دارد و راه سومی نیست وسراسر تاریخ ، حکایت این انتخاب ها و انتخاب کننده ها است  ،  بزرگانی همچون شهید مطهری به صراحت تأکید کرده اند که فرهنگ حسینی و فرهنگ یزیدی در تاریخ تداوم دارد و در هر زمان ، این دو ، رو در روی یکدیگرند و هنرشیعه بودن آن است که  بتوان در هر زمان و مکان ، با بصیرت و بینائی ،  حسین زمان خود را و یزید زمان خود را شناخت و وظیفه ی تولی و تبری را به شایستگی به انجام رساند .

این ، تمام معنای شیعه بودن است .  بنا بر تصریح  بزرگانمان ، آن همه تأکید بر تبری از معاویه و یزید در زیارت عاشورا  ، در حالی که آنها هزار سال است مرده اند و خاک شده اند  ، به معنای تبری از فرهنگ معاویه و تبری از معاویه های زنده ی زمان حاضر است . مشکل امروزبرخی شیعیان ، این نیست که حسین (ع) و یزید سال 61 هجری را نمی شناسد  و در قبال آنها موضع ندارند ، بلکه مشکل اساسی این است که در مورد حسین و یزید زمان خود دچار عدم تشخیص و اشتباه در فهم و خطای در محاسبه شده  وعیناً مثل سال 61 هجری ، عمل می کنند . مگرامروز جبهه ی باطل و جبهه ی حق پنهان اند و تشخیص آنها دشوار است ؟ با نگاهی بسیار عادی به صحنه ی جهان به سادگی می توان دریافت  که محور شرارت جهان و قطب استکبار بین الملل ومرکزیت سلطه  وقرارگاه اصلی دشمنی با اسلام و مسلمین ، امریکا است .  و دستهایش تا مفرق به خون ملت های آزاده و مسلمانان بیگناه و شیعیان ایران و عراق و نیجریه و بحرین و دیگر نقاط آلوده است .

در خباثت و دنائت این شیطان مجسم ، همین بس که وزیر خارجه ی سابق و کاندیدای کنونی ریاست جمهوری امریکا ، خانم کلینتون ،  در کتاب خاطرات خود ، با افتخار می گوید داعش را من پدید آوردم و به 120 کشور سفر کردم تا حمایت آنها  را در قبال داعش جلب کنم . مأموریت اصلی داعش هم این بوده که  حکومت سوریه ، عراق ، ایران و یمن را در اختیار گیرد تا دیگر اثری از تشیع و بقاع متبرک شیعه و مرجعیت شیعه  باقی نماند.  این شواهد غیر قابل کتمان کافی است که هر شیعه ای  امریکا را یزید این دوران  بداند .

از سوی دیگر امروز  مراجع بزرگ  شیعه در نجف و قم ، به صراحت و روشنی ، بر امامت و ولایت و رهبری حضرت آیت الله خامنه ای تأکید و تصریح  دارند و اورا ستون خیمه اسلام و حسین زمان ونائب حضرت ولی امر(عج) می دانند . دشمن نیز اورا ستون خیمه ی اسلام و مسلمین تشخیص داده و با تمام قدرت و از طریق هزارها رسانه و جنگ سخت و نرم ، در صدد هدم اوست .  دوست و دشمن ،در این زمان ، امام حق و امام باطل  را شناخته وبه صراحت معرفی کرده و حجت را بر همگان تمام کرده اند  . چرا برخی از روشنفکران و سیاستمداران که مدعی تشیع و مدعی ولایتمداری اند  ، در باطل بودن و یزیدی بودن امریکا و اسرائیل  و حق بودن امام و رهبرعزیزمان تردید روا می دارند و تقابل این دو جبهه ی حق و باطل را که تداوم همان دو جبهه ی عاشورا است نادیده می گیرند   ؟ زیارت عاشورا ، تکلیف شیعه را تا ابد روشن کرده .

باید هر روز و هر صبح و شام زیارت عاشورا را خواند و آن را تکرار کرد تا در کوران مناقشات و معاملات سیاسی پیام اصلی عاشورا فراموش نشود و در عمل اجتماعی ، انحراف پدید نیاید  . باید همه ، مطمئن شویم پیام عاشورا ، تبری ازاردوگاه یزیدیان و پیوستن به اردوگاه حسینیان ،در هر زمان و مکان  و با هر هزینه ای است  . زیارت عاشورا یک برنامه عملی است ، زیارت مؤمنان به ولایت الله و کافران به ولایت طاغوت  است  .شاید کسانی ، بر این سخن اشکال  کنند و بگویند جملات زیارت عاشورا ، فقط و فقط ، مربوط به سال 61 هجری است و مجاز نیستیم آن  را در مورد  دوران های دیگر به کار بریم  .

آیا واقعا زیارت عاشورا و مفاهیم بلند  آن منحصر به گذشته است و، ارتباطی با متن زندگی و جامعه و نظام سیاسی امروز ما  ندارد   . پاسخ این سؤال را زیارت عاشورا داده است .  ” یا ابا عبدالله ، انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه ” .   تقابل جبهه ی حسین (ع) و جبهه ی یزید ، تا قیامت ادامه دارد و محدود به سال 61 هجری نیست . در این فراز ، صحبت از جنگ و صلح است . حرب یعنی جنگ ،در این جمله ی زیارت عاشورا  با حضرت ابا عبد الله (ع) عهد می بندیم  که جبهه گیری  با دشمنان را تا قیامت ادامه دهیم  ، آیا این جمله ی زیارت عاشورا یک تعارف است یا یک پیمان با امام معصوم ؟ متن زیارت می گوید ” عهد منی ” است ؟ .  وقتی هر روز در زیارت عاشورا به درگاه الهی دعا می کنیم   ” ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین ” . واقعا چه چیزی را از خدا طلب میکنیم ؟  قدم صدق و ثبات قدم با حسین (ع) در این روز که ما زیارت عاشورا می خوانیم  ،  چه معنائی دارد ؟ .

شاید بگویند منظور از قدم صدق با حسین (ع) ، قدم صدق در آخرت است و ارتباطی با امور دنیائی ندارد ، ولی  در زیارت قبر امام حسین (ع) تصریح شده   “قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین  فی الدنیا والاخره ” .  یعنی  ، همین حالا در همین دنیا از خداوند ،  ثبات  قدم و قدم  صدق ، با حسین (ع) و اصحاب حسین(ع) را طلب می کنم . ثبات قدم  و قدم صدق  ،  ویژگی های اقدام عملی است ، این دعا و این عهد نامه ،در زمان ما ، در دوران غیبت ، چه معنائی دارد و برای تحقق  آن چه باید کرد ؟ آیا جز پیوستن  به جبهه ی حسینیان راهی دارد ؟. وقتی در زیارت عاشورا دعامیکنیم و از خدا می خواهیم ما را خونخواه حسین قرار دهد ” ان یرزقنی طلب ثارک ” ،آیا منظورمان خونخواهی کردن  از همان قاتلان هزار و چهار صد سال قبل است که مرده اند و نابود شده اند ، یا خونخواهی کردن از ” اتباعهم ” ،و  ادامه دهندگان راه آنها و فرهنگ آنها  است ؟  وقتی حضرت ولی عصر (عج) پرچم خونخواهی حسین (ع) را بر می افرازند ، از چه کسی خونخواهی میکنند ؟ یزید مرده است  ولی جبهه ی یزید و فرهنگ یزید الی یوم القیامه در طول تاریخ ادامه دارد  .

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *